بابی فیشر پس از انجام مسابقه‌ای در سال ۱۹۹۲ میلادی دریوگوسلاوی سابق، بدلیل تخطی از مقررات بین‌المللی بازی شطرنج، تحت تعقیب قرار داشت. در سال ۲۰۰۵ میلادی، کشور ایسلند به وی «شهروندی» آن کشور را اعطا کرد تا مانع از استرداد وی به آمریکا شود.

وی به دلیل سخنان یهودستیزانه و انکار هولوکاست و همچنین حمایت از حملات ۱۱ سپتامبر گروه القاعده در آمریکا، مورد انتقاد شدید قرار داشت.

اما داستان زندگی او به نقل از وبلاگ بابی فیشر : حتما بخوانید

رابرت جیمز فیشر در 9 مارس 1943 در شیکاگو به دنیا آمد. از پدر وی به دفعات با نامهائی چون جرارد، گرهارد، و یا گرهارت یاد شده است که طبیب و متولد آلمان بوده است. اسناد معتبری پدر او را یک تبعه مجارستان معرفی میکنند که در یک آزمایشگاه تحقیقات دریائی کار میکرده است.پدر او از همسرش رجینا وقتی بابی تنها دو سال داشت جدا شد. فیشر پدر به فاصله کوتاهی پس از جدائی از همسرش آمریکا را ترک کرد و بابی و خواهر بزرگترش نزد مادرشان باقی ماندند. مادر او پرستار، معلم مدرسه و نیز متولد سوئیس بود.رجینا فیشر و فرزندانش ابتداء به کالیفرنیا رفتند و سپس به آریزونا نقل مکان کردند تا اینکه نهایتا این جا به جائی ها به بروکلین ختم شد ، جائی که فیشر در آنجا رشد کرد و بزرگ شد.خانم فیشر شخصیتی مصمم و خودرأی داشت که پیشتاز بسیاری از جریانات صلح طلبانه روزگار خود بود و بر فرزندانش نیز نفوذی بی بدیل داشت.او بسیار تلاش کرد بابی فیشر را از تمرکز بر شطرنج بازدارد اما در عبن حال نیز به او کمک میکرد برای شرکت در مسابقات مختلف پول جمع آوری کند.خانم فیشر یک یهودی بود ولی فرزندش هرچه بزرگتر میشد از یهودیان متنفر تر میشد تا حدی که دیگر بیمارگونه شده بود. اما به هر حال مادر و فرزند ارتباط خود را در گذر ایام حفظ کردند تا اینکه مادر در سال۱۹۹۷ درگذشت . گفته میشود آقای فیشر در آن هنگام کاملا روان پریش شده بود. خواهر او نیز به فاصله کوتاهی پس از مادر فوت کرد و آشنایان او معتقدند از دست دادن آن دو موجب زوال عقلانیت فیشر گردید.

 

فیشر هرگز ازدواج نکرد گرچه از همسر غیر متعارفش در مانیل به نام جوستین اونگ ، در سال 2000 صاحب فرزند دختری شد که جینکی اونگ نام گرفت و تنها بازمانده فیشر محسوب می گردد.خواهر او "جون" وقتی بابی 6 سال داشت برایش شطرنجی خریداری کرد و برای اولین بار حرکات صلی را به او آموزش داد.بابی در 8 سالگی به باشگاه شطرنج بروکلین رفت تا در کلاسهای آموزشی شرکت کند و در 12 سالگی دیگر در جمع قویترین شطرنجبازان آمریکا که در باشگاه های شطرنج مانهاتان و مارشال گرد می آمدند ، حضور می یافت.در آن دوران رقبای بزرگسال وی اورا " پسر رباتی" و نیز " قاتل کاموائی" می خواندند. که این مورد آخر به دو علت بود: یکی میل ارضاء نشدنی وی برای برد بود و دیگر اینکه همیشه از لباس های متعدد کاموائی استفاده میکرد.در سال 1956 فیشر در 13 سالگی جوانترین بازیکن شطرنجی بود که در مسابقات قهرمانی جوانان آمریکا مقام نخست را کسب کرد. در همان سال و در جریان مسابقات " جام لسینگ روزنوالد"LESSING J. ROSENWALD که از مهمترین مسابقات محسوب میشد و حضور در آن بر اساس دعوت صورت میگرفت ، او نخستین شاهکار خود را خلق کرد و بر استاد بین المللی " دونالد بایرن " پیروز شد. نشریه شطرنج "چس ریویو" CHESS REVIEW این مسابقه را بازی قرن لقب داد و امروز نیز با همان عنوان از آن یاد میشود.سال بعد او نه فقط مقام خود را در مسابقات قهرمانی جوانان آمریکا تکرار کرد بلکه توانست اولین قهرمانی از سلسله 8 قهرمانیخود را در آمریکا کسب کند ، و همین امر باعث گردید او در 14 سالگی به عنوان جوانترین کسی که موفق به کسب این عنوان شد شناخته شود.شیوه پیروزی های وی نیز کمتر از آن شگفت انگیز نبود. در 13 مسابقه ای که با بهترین بازیکنان آمریکا برگزار کرد صاحب 8 پیروزی شد و 5 تساوی گرفت ، بدون اینکه باختی داشته باشد.سال بعد در 15 سالگی او جوانترین کسی بود که موفق شده بود مقام استاد برزگی را کسب کند و این عالیترین مقامی است که در شطرنج می توان به آن نایل شد.او در دبیرستان "اراسموس هال"ERASMUS HALL بروکلین درس میخواند اما چون کلاسهای درس دبیرستان تمرکز اورا بر شطرنج سلب میکرد ، در 16 سالگی ترک تحصیل کرد.مهاجمی درخشاندر عرصه شطرنج او را یک مهاجم بیرحم میشناختند. او نیز در مورد رقبایش میگفت عاشق دیدن سرگردانی آن ها است.او از همان آغاز میل استوار خود را برای تفکر اصیل وهمراه با مطالعه منحصر به فرد عیان ساخته بود. به نحوی که تسلط و احاطه او بر ادبیات شطرنج بر همگان مسلم بود.در شطرنج او به استراتژی گامبی شاه علاقمند بود که یک مانور گشایشی است و در آن سفید یک پیاده جناح شاه را قربانی میکند تا به یک حمله سریع دست یابد. پیش از او برای مدت مدیدی این گشایش ، خطرآفرین و رمانتیک محسوب میگردید ، اما فیشر این گشایش را در جریان مسابقات قهرمانی آمریکا ، به نحوی تماشائی در مقابل استاد بزرگ "لاری اوانس" LARRY EVANS مورد استفاده قرار داد. شاید این دوره موفق ترین عملکرد فیشر در عمر مسابقاتی اش بوده باشد ، زیرا در طی آن با 11 برد و بدون باخت و یا تساوی مسابقات را به پایان برد.بروس پاندولفی BRUCE PANDOLFI نویسنده و معلم شطرنج در مورد وی نوشت که او جهان شطرنج را با هیجانی وصف ناپذیر مواجه کرد.در مسابقات 1964 او یکی دیگر از بازی های تاریخی خود را در مقابل استاد بزرگ "رابرت بایرن" خلق کرد. آقای "بایرن" که بعد ها گزارشگر نیویورک تایمز در رشته شطرنج شد در مورد آن اینگونه نوشت: آن ، یکی از درخشانترین ضد حمله ها بود. او با مهره سیاه بازی می کرد. قربانی که داد ، من نتوانستم عمق آنرا درک کنم. ترکیب بسیار ژرف و زیبائی بود.آقای "بایرن" در آن مسابقه نهایتا بازی را در شرایطی که به لحاظ ارزش مهره ها برتری داشت واگذار کرد. نتیجه آنقدر غیر متعارف بود که بسیاری از استادان بزرگ را نیز که بازی را برای تماشاگران تحلیل و تفسیر میکردند گیج کرده بود.حرکت به ماوراءآقای فیشر همیشه فردی جنجالی بوده است. در اولین سالهای دهه 60 خود را بزرگتراز آنچه که بود می انگاشت. او در مصاحبه ای با مجله "هارپر"HARPER اظهار نظر کرده بود که زنان نمی توانند بازیکنان بزرگی در شطرنج باشند. آقای بیرن به یاد می آورد که در جریان مسابقاتی در بلغارستان به فیشر پیشنهاد کرده بوده است سری به یک روانپزشک بزند ، اما فیشر پاسخ داده بوده است روانپزشک میبایست مبلغ زیادی به او بپردازد تا شایستگی کار بر روی مغز او را به دست آورد.در مقطعی ، او شروع کرد به طرح درخواست های غیر متعارفی ازبرگزارکنندگان مسابقات ، نظیر تأمین نور خاص ، صندلی مخصوص ، شرایط ویژه برای تضمین سکوت در محیط مسابقه . او شکایت میکرد رقبایش سعی داشتند غذای اورا مسموم سازند.اتاق او در هتل ساس داسته است. یا اینکه روسها در مسابقات تبانی می کردند و به صورتی پیش ساخته تساوی میکردند. او حتی در مقطعی از پرواز با هواپیما میترسید و تصور میکرد روس ها ممکن است در هواپیمای او تله انفجاری کار بگذارند.این شرایط مجموعاَ باعث گردید او کمتر و کمتر بازی کند. گاه ماه ها می گذشت و او در مسابقات حضور پیدا نمیکرد و به تدریج این زمزمه قوت گرفت که فیشر از شکست می هراسد اما در عین حال همیشه هم بازمیگشت و در سطحی بازی میکرد که نظیری برای آن نمیشد یافت.در مقطعی پیش از آنکه با اسپاسکی مسابقه بدهد ، در طی 20 مسابقه پی در پی با استادان بزرگ ، همه را با پیروزی پشت سر گذاشت.او مجموعه 60 بازی به یاد ماندنی شطرنج را در سال 1969 تکمیل کرد. هنوز هم بسیاری از بازیکنان جدی شطرنج طالب مطالعه آن هستند.او زمانی که موفق شد تیگران پتروسیان را شکست دهد توانست موقعیت مبارزه برای قهرمانی جهان را در مقابل بوریس اسپاسکی به دست آورد.

بابی فیشر پس از انجام مسابقه‌ای در سال ۱۹۹۲ میلادی دریوگوسلاوی سابق، بدلیل تخطی از مقررات بین‌المللی بازی شطرنج، تحت تعقیب قرار داشت. در سال ۲۰۰۵ میلادی، کشور ایسلند به وی «شهروندی» آن کشور را اعطا کرد تا مانع از استرداد وی به آمریکا شود.

وی به دلیل سخنان یهودستیزانه و انکار هولوکاست و همچنین حمایت از حملات ۱۱ سپتامبر گروه القاعده در آمریکا، مورد انتقاد شدید قرار داشت.

اما داستان زندگی او به نقل از وبلاگ بابی فیشر : حتما بخوانید

رابرت جیمز فیشر در 9 مارس 1943 در شیکاگو به دنیا آمد. از پدر وی به دفعات با نامهائی چون جرارد، گرهارد، و یا گرهارت یاد شده است که طبیب و متولد آلمان بوده است. اسناد معتبری پدر او را یک تبعه مجارستان معرفی میکنند که در یک آزمایشگاه تحقیقات دریائی کار میکرده است.پدر او از همسرش رجینا وقتی بابی تنها دو سال داشت جدا شد. فیشر پدر به فاصله کوتاهی پس از جدائی از همسرش آمریکا را ترک کرد و بابی و خواهر بزرگترش نزد مادرشان باقی ماندند. مادر او پرستار، معلم مدرسه و نیز متولد سوئیس بود.رجینا فیشر و فرزندانش ابتداء به کالیفرنیا رفتند و سپس به آریزونا نقل مکان کردند تا اینکه نهایتا این جا به جائی ها به بروکلین ختم شد ، جائی که فیشر در آنجا رشد کرد و بزرگ شد.خانم فیشر شخصیتی مصمم و خودرأی داشت که پیشتاز بسیاری از جریانات صلح طلبانه روزگار خود بود و بر فرزندانش نیز نفوذی بی بدیل داشت.او بسیار تلاش کرد بابی فیشر را از تمرکز بر شطرنج بازدارد اما در عبن حال نیز به او کمک میکرد برای شرکت در مسابقات مختلف پول جمع آوری کند.خانم فیشر یک یهودی بود ولی فرزندش هرچه بزرگتر میشد از یهودیان متنفر تر میشد تا حدی که دیگر بیمارگونه شده بود. اما به هر حال مادر و فرزند ارتباط خود را در گذر ایام حفظ کردند تا اینکه مادر در سال۱۹۹۷ درگذشت . گفته میشود آقای فیشر در آن هنگام کاملا روان پریش شده بود. خواهر او نیز به فاصله کوتاهی پس از مادر فوت کرد و آشنایان او معتقدند از دست دادن آن دو موجب زوال عقلانیت فیشر گردید.

 

فیشر هرگز ازدواج نکرد گرچه از همسر غیر متعارفش در مانیل به نام جوستین اونگ ، در سال 2000 صاحب فرزند دختری شد که جینکی اونگ نام گرفت و تنها بازمانده فیشر محسوب می گردد.خواهر او "جون" وقتی بابی 6 سال داشت برایش شطرنجی خریداری کرد و برای اولین بار حرکات صلی را به او آموزش داد.بابی در 8 سالگی به باشگاه شطرنج بروکلین رفت تا در کلاسهای آموزشی شرکت کند و در 12 سالگی دیگر در جمع قویترین شطرنجبازان آمریکا که در باشگاه های شطرنج مانهاتان و مارشال گرد می آمدند ، حضور می یافت.در آن دوران رقبای بزرگسال وی اورا " پسر رباتی" و نیز " قاتل کاموائی" می خواندند. که این مورد آخر به دو علت بود: یکی میل ارضاء نشدنی وی برای برد بود و دیگر اینکه همیشه از لباس های متعدد کاموائی استفاده میکرد.در سال 1956 فیشر در 13 سالگی جوانترین بازیکن شطرنجی بود که در مسابقات قهرمانی جوانان آمریکا مقام نخست را کسب کرد. در همان سال و در جریان مسابقات " جام لسینگ روزنوالد"LESSING J. ROSENWALD که از مهمترین مسابقات محسوب میشد و حضور در آن بر اساس دعوت صورت میگرفت ، او نخستین شاهکار خود را خلق کرد و بر استاد بین المللی " دونالد بایرن " پیروز شد. نشریه شطرنج "چس ریویو" CHESS REVIEW این مسابقه را بازی قرن لقب داد و امروز نیز با همان عنوان از آن یاد میشود.سال بعد او نه فقط مقام خود را در مسابقات قهرمانی جوانان آمریکا تکرار کرد بلکه توانست اولین قهرمانی از سلسله 8 قهرمانیخود را در آمریکا کسب کند ، و همین امر باعث گردید او در 14 سالگی به عنوان جوانترین کسی که موفق به کسب این عنوان شد شناخته شود.شیوه پیروزی های وی نیز کمتر از آن شگفت انگیز نبود. در 13 مسابقه ای که با بهترین بازیکنان آمریکا برگزار کرد صاحب 8 پیروزی شد و 5 تساوی گرفت ، بدون اینکه باختی داشته باشد.سال بعد در 15 سالگی او جوانترین کسی بود که موفق شده بود مقام استاد برزگی را کسب کند و این عالیترین مقامی است که در شطرنج می توان به آن نایل شد.او در دبیرستان "اراسموس هال"ERASMUS HALL بروکلین درس میخواند اما چون کلاسهای درس دبیرستان تمرکز اورا بر شطرنج سلب میکرد ، در 16 سالگی ترک تحصیل کرد.مهاجمی درخشاندر عرصه شطرنج او را یک مهاجم بیرحم میشناختند. او نیز در مورد رقبایش میگفت عاشق دیدن سرگردانی آن ها است.او از همان آغاز میل استوار خود را برای تفکر اصیل وهمراه با مطالعه منحصر به فرد عیان ساخته بود. به نحوی که تسلط و احاطه او بر ادبیات شطرنج بر همگان مسلم بود.در شطرنج او به استراتژی گامبی شاه علاقمند بود که یک مانور گشایشی است و در آن سفید یک پیاده جناح شاه را قربانی میکند تا به یک حمله سریع دست یابد. پیش از او برای مدت مدیدی این گشایش ، خطرآفرین و رمانتیک محسوب میگردید ، اما فیشر این گشایش را در جریان مسابقات قهرمانی آمریکا ، به نحوی تماشائی در مقابل استاد بزرگ "لاری اوانس" LARRY EVANS مورد استفاده قرار داد. شاید این دوره موفق ترین عملکرد فیشر در عمر مسابقاتی اش بوده باشد ، زیرا در طی آن با 11 برد و بدون باخت و یا تساوی مسابقات را به پایان برد.بروس پاندولفی BRUCE PANDOLFI نویسنده و معلم شطرنج در مورد وی نوشت که او جهان شطرنج را با هیجانی وصف ناپذیر مواجه کرد.در مسابقات 1964 او یکی دیگر از بازی های تاریخی خود را در مقابل استاد بزرگ "رابرت بایرن" خلق کرد. آقای "بایرن" که بعد ها گزارشگر نیویورک تایمز در رشته شطرنج شد در مورد آن اینگونه نوشت: آن ، یکی از درخشانترین ضد حمله ها بود. او با مهره سیاه بازی می کرد. قربانی که داد ، من نتوانستم عمق آنرا درک کنم. ترکیب بسیار ژرف و زیبائی بود.آقای "بایرن" در آن مسابقه نهایتا بازی را در شرایطی که به لحاظ ارزش مهره ها برتری داشت واگذار کرد. نتیجه آنقدر غیر متعارف بود که بسیاری از استادان بزرگ را نیز که بازی را برای تماشاگران تحلیل و تفسیر میکردند گیج کرده بود.حرکت به ماوراءآقای فیشر همیشه فردی جنجالی بوده است. در اولین سالهای دهه 60 خود را بزرگتراز آنچه که بود می انگاشت. او در مصاحبه ای با مجله "هارپر"HARPER اظهار نظر کرده بود که زنان نمی توانند بازیکنان بزرگی در شطرنج باشند. آقای بیرن به یاد می آورد که در جریان مسابقاتی در بلغارستان به فیشر پیشنهاد کرده بوده است سری به یک روانپزشک بزند ، اما فیشر پاسخ داده بوده است روانپزشک میبایست مبلغ زیادی به او بپردازد تا شایستگی کار بر روی مغز او را به دست آورد.در مقطعی ، او شروع کرد به طرح درخواست های غیر متعارفی ازبرگزارکنندگان مسابقات ، نظیر تأمین نور خاص ، صندلی مخصوص ، شرایط ویژه برای تضمین سکوت در محیط مسابقه . او شکایت میکرد رقبایش سعی داشتند غذای اورا مسموم سازند.اتاق او در هتل ساس داسته است. یا اینکه روسها در مسابقات تبانی می کردند و به صورتی پیش ساخته تساوی میکردند. او حتی در مقطعی از پرواز با هواپیما میترسید و تصور میکرد روس ها ممکن است در هواپیمای او تله انفجاری کار بگذارند.این شرایط مجموعاَ باعث گردید او کمتر و کمتر بازی کند. گاه ماه ها می گذشت و او در مسابقات حضور پیدا نمیکرد و به تدریج این زمزمه قوت گرفت که فیشر از شکست می هراسد اما در عین حال همیشه هم بازمیگشت و در سطحی بازی میکرد که نظیری برای آن نمیشد یافت.در مقطعی پیش از آنکه با اسپاسکی مسابقه بدهد ، در طی 20 مسابقه پی در پی با استادان بزرگ ، همه را با پیروزی پشت سر گذاشت.او مجموعه 60 بازی به یاد ماندنی شطرنج را در سال 1969 تکمیل کرد. هنوز هم بسیاری از بازیکنان جدی شطرنج طالب مطالعه آن هستند.او زمانی که موفق شد تیگران پتروسیان را شکست دهد توانست موقعیت مبارزه برای قهرمانی جهان را در مقابل بوریس اسپاسکی به دست آورد.